به همین که من رای می دم رای بدین !
من هنوز گریبانگیر این بیماری لعنتی هستم . نمی دونم چرا خوب نمی شه . دکترها که اسمشو نمی دونن ولی هر چی هست دهن منو مورد عنایت قرار داده ، اساسی . با امروز 14 روزه که هیچی نخوردم . 10 کیلو هم وزن کم کردم . البته از این موضوع هی یه کم خیلی زیادی هم حال کردم . واسه کم کردن 10 کیلو تو ده دوازده روز باید خودم رو جرواجر می کردم . البته الان هم کم جر نخوردم . فقط یه بار رفتم زیر سرم . وسطش هم لرز کردم شدید . خلاصه که خدا شفا بده . ما از این جمعیت با کلاس کراواتی روپوش سفید ناامید شدیم . بگذریم . این روزها مبحث شیرین انتخابات داغ داغه و نقل هر مجلسیه . رقبای اصلی هم که معلومن . رضایی و کروبی که نخودین . می مونه میر حسین و احمدی نژاد . من هم که معلومه به کی رای می دم ! به شما هم توصیه می کنم به همین که من رای می دم رای بدین !
شاید فردا
بیشتر از یک هفته می شه که یک بلای خارق العاده سرم اومده . در عرض نیم ساعت نصف صورتم از کار افتاد و صورتم کج و ماوج شد . اولش خیلی ترسیدم . اما حالا با تشخیص پزشک امیدوارم تا دو سه هفته دیگه صورتم به حالت عادی برگرده .
تصمیم داشتم امروز صبح برم شمال . اما دیشب حالم خیلی خوب نبود . واسه همین هم منصرف شدم . صبح زود که رفتم کرج ، کل مهرشهر رو پوشونده بود . هوای خنک قلنج روح آدم رو می شکوند . یاد جاده چالوس افتادم و اون گردنه های پیچ در پیچ مه آلودش . دلم هوای شمال کرده اساسی . خدا رو چه دیدید . شاید فردا رفتم .
امپراطوری ایران
از تحویل سال یک ماهی گذشته . اما شاید تبریک سال نو خالی از لطف نباشد . این هم نوعیست از همه چیز به همه چیز آمدنمان دیگر . عید هم گذشت ، با تمام دید و بازدید ها و سفر کردن ها و تا لنگ ظهر خوابیدن ها . چند شبیست که رکورد خوابیدنم به پنج ساعت هم نمی رسد . شب ها بسیار کوتاه است و بیدار شدن صبح از صد تا فحش و بد و بیراه بدتر . دیروز صندلی نازنینم به خاطر اینکه رویش دراز کشیدم شکست . این هم از برکات بی خوابی . واقعا این روزها وقت کم می آورم . 24 ساعت در شبانه روز کم است انگار . باید فکری کرد . بگذریم . این روزها با اتفاقاتی که برای ایران می افتد یاد امپراطوری گذشته ایران بیشتر عذابم می دهد . روزگاری ما بودیم دنیا . ولی حالا مائیم و مسخره کردن رئیس جمهورمان در مراسم و مجالس رسمی کشورها . مائیم و باخت های المپیکی و فوتبالی و ورزشی . مائیم و ویزا ندادن کشورهای درپیت و قازقلنگی که به نوکری هم قبولشان نداشتیم . مائیم و تروریست!! بودنمان .
بی حوصله ام ، شدید !
امروز باران می بارد . شدید . از صبح تا حالا حوصله هیچ کاری را ندارم . بی حالم . باز هم شدید . نزدیک آخر سال که می شود همینطور می شوم . حال و هوایم عوض می شود . دیگر دوست ندارم بیایم سر کار . دوست دارم خیابانگردی کنم . بازار گردی . ولگردی . هی برنامه برای تعطیلات عید می چینم . هی عوض می کنم . آخرش هم عیدمان بی برنامه می شود . مثل هر سال . فردا انتخاب واحد دارم . با تاخیری ها . حوصله دانشگاه را هم ندارم . باران شدیدتر شده و با باد به دیوار شیشه ای اطاقم می خورد . هوس کرده ام بروم زیر باران . کمی بدوم . اما ...
بیدار نکن عزیز من ! بیدار نکن !
من نمی دونم چرا وقتی آدم جلو تلویزیون خوابش برده ، آدمو بیدار می کنن تا بره سر جاش بخوابه . مگه پارکینگه ؟!
فرهنگ پوشالی !
تو یکی از وبلاگ ها عکسی رو دیدم که پشت بام های خانه ها و آپارتمان های تهران را نشون می داد . تعداد بسیار زیاد دیش های ماهواره جلب توجه می کرد . یاد فرهنگ امروز مردم کشورمون افتادم . تیپ های امروزی پسرها و دخترها هیچ شباهتی به فرهنگ خودمون نداره . چند هزار سال تمدن بزرگ ایرانی . بیش از هزار سال فرهنگ غنی اسلامی . این همه به چه درد می خوره وقتی که چند تا شبکه ماهواره کل تیپ و زندگی ایرانیان را تحت تاثیر قرار می ده . به نظر من مخالفت با وجود ماهواره و اینترنت ، نهایت ضعف فرهنگی یک ملته . اینکه بزرگان قومی چشم ها و گوش های مردمشون رو ببندند تا جاهای دیگه دنیا رو نبینند ، از اوضاع کشورهای دیگه با خبر نشوند نهایت بی عرضگی فرهنگی اون قومه . اما واقعا چقدر از این لاف ایرانی و اسلامی ما واقعیت داره ؟ تمدن و فرهنگی که با چندتا شبکه خارجی از دست بره همون بهتر که از دست بره . فرهنگی که ما رو جلوی تهاجم فرهنگ بیگانه حفظ نکنه به درد لای جرز می خوره . و این بلا رو خودمون سر فرهنگمون آوردیم . وقتی که به بهانه اسلام تمدن ایرانی و همیت ملی رو از جوونهامون گرفتیم باید یاد این روزها می افتادیم . وقتی که استاد! مطهری فریاد می زد و پدران ایرانی ما رو نفهم و خر می نامید این روزها رو نمی دید . روزهایی که آرزوی مسئولین و پدر و مادرها شده که فرزندانشون به جای ترقه و نارنجک و ... همون آتشی رو که آقایون نشانه آتش پرستی می دونستند روشن کنند و از روش بپرند . روزهایی که ولنتاینش بیشتر از روز مادر مشتری داره . بعد از گذشت سی سال از انقلاب وقتی کنار خیابون ماشین هایی رو می بینم که روش نوشته گشت ارشاد و دختر و پسرها رو ارشاد! می کنه به پوشالی بودن این فرهنگ بیشتر پی می برم .
همه کاشتند و ما خوردیم !
اغلب ما منتظریم که یک کسی برای ما یک کاری بکند . هیچ وقت به فکر این نمی افتیم که خودمان باید برای خودمان کاری انجام بدهیم . خودمان چیزی برای خودمان بسازیم . همیشه می خواهیم دیگران سختی ها را بکشند ، همه چیز و همه جا را آباد کنند ، بعد ما برویم و استفاده کنیم . داستان مهاجرت هم از همین جا شروع می شود . می بینیم که در آبادی ما امکاناتی برای زندگی بهتر فراهم نیست ، می رویم به شهر . در کشورهای اروپایی و آمریکایی امکانات بیشتری هست ، پس بار و بندیلمان را جمع می کنیم و می رویم آنجا . اگر جایی که در آن زندگی می کنیم امکانات کافی ندارد ، امکانات را به آنجا ببریم . آنجا را آباد کنیم . آمار نشان می دهد که هشتاد درصد دانشجویانی که از شهرستان ها برای تحصیل به تهران آمده اند ، در همین تهران ماندگار شده اند . اگر همین دانشجویان ، بعد از تحصیلشان به شهر خودشان برمی گشتند و همان جا را آباد می کردند دیگر لازم نبود برای داشتن امکانات بیشتر همه بیایند تهران . چقدر از پزشکان و مهندسان و دانشمندان ایرانی در خارج از کشور مشغول کار هستند و فقط به خاطر پیشرفته بودن برخی کشورهای خارجی در آنجا زندگی می کنند ؟ اگر این آدم ها که معمولا از نظر اجتماعی در جایگاه خوبی هم هستند می آمدند و تخصص و سرمایه خودشان را در ایران بکار می گرفتند ، آیا اینجا هم آرام آرام پیشرفت نمی کرد ؟ هر کشوری را مردم همان کشور می سازند ، نه بیگانگان . هر کشوری را مردم باسواد و متخصص همان کشور می سازند نه بی سواد ها . ای کاش دکترها و مهندس های ایرانی که تمام خدمتشان را به بیگانگان می کنند ، ایران خودشان را آباد می کردند
.
داشتن سکانس س ک س ی ؟ یا بدرود بازیگری ؟
گلشیفته فراهانی ، بازیگر سینمای ایران ، بعد از بازی در چند فیلم موفق راهی هالیوود شد . آنجا هم با بازی در یک فیلم موفق شروع کرد . بدیهی است فیلمی که ریدلی اسکات ، کارگردانی کند ، دیکاپریو و راسل کرو هم بازی کنند حتما فروش زیادی خواهد داشت . گلشیفته هم بسیار خوشحال و هیجان زده بود . این در مصاحبه هایش کاملا مشهود است . اما آیا همیشه می تواند در هالیوود با نقشی محجبه یا حتی بی حجاب بازی کند اما صحنه سکس نداشته باشد ؟ یا برای حفظ عفت خودش آرام آرام از صحنه سینما حذف می شود ؟ واقعا بازی در هالیوود برای یک بازیگر که در فیلم های کشور خودش نقش اول بازی می کرد چقدر می ارزد ؟ یک بازی نصفه و نیمه در نقش چندم یک فیلم ؟ یا عریان شدن در برابر دوربین هالیوود ؟ این سوالی است که گلشیفته فراهانی با گذشت زمان به آن پاسخ خواهد داد .
دوگانگی در رفتار مسئولین !
خیلی جالبه ! چند وقته که به مدل موی پسرها گیر می دن . موهاشونو کوتاه می کنن . نباید سیخ سیخی باشه . نباید به اصطلاح fashion باشه . اما اغلب هنرپیشه های ما ، چه سینمایی چه تلویزیونی ، چه تو فیلم و چه تو مراسم هایی که خیلی عادی شرکت می کنند و اصلا هم گریم نشدند ، با موهایی سیخ سیخی و کج و کوله جلوی دوربین میان . این هنرپیشه ها تو جامعه ما زندگی نمی کنن ؟ تو این خیابون ها راه نمی رن ؟ تازه جلوی دوربین هم ظاهر می شن ! این ها چه فرقی با جوون عادی های ما دارن ؟ این دوگانگی و تبعیض در رفتار مسئولین نشون دهنده چیه ؟
آهای مذهبیون ، تو رو به خدا مردم آزاری نکنید !
خیلی وقته که دیگه دل و دماغ وبلاگ نویسی ندارم . اما موضوعی که همین شب ها ، یعنی شب های قدر خیلی ناراحتم کرده باعث شد که حداقل حرفم رو اینجا بنویسم . ما ایرانی ها چرا انقدر ( بلانسبت ) کج فهمیم ؟ چرا انقدر ( باز هم بلانسبت ) مغزمان تک کار می کنه ؟ آهای مذهبیون ! آهای کسانیکه روزه می گیرید و بوی دهانتان از یک متری همه رو مشمئز می کنه ! آهای نمازخوان هایی که توی مسجد بوی جورابتون مردم رو خفه می کنه ! آهای نماز جمعه برو هایی که روی روزنامه نماز می خونید و بعدش همون جا وسط خیابون ولش می کنید و می روید ! آهای سینه زنان امام حسین (ع) که راه بندون می کنید و سروصدایتان به بیماران امان استراحت نمیدهد ! آهای شب زنده دارانی که ماشینتون رو جلوی پارکینگ مردم پارک می کنید ! آهای روایت خونها ! بروید و ببینید چقدر روایت داریم که مردم آزاری نکنید . چقدر روایت داریم که این ها حق الناسه . به خدا گناه اینکه کسی مجبور بشه شب قدر ماشینش رو یه محله بالاتر پارک کنه و تا صبح نگران تو پارکینگ نبودن ماشینش باشه خیلی بیشتر از ثواب قرآن بسر گرفتن و الغوث الغوث گفتنه . به خدا تو خونه هاتون هم می تونید احیا نگه دارید . به خدا ثواب هم داره . و در آخر ، آهای مذهبیون ، تو رو به خدا مردم آزاری نکنید .
